السيد محمد حسين الطهراني

70

معاد شناسى (فارسى)

و بطلان سلسلهء علل و اسباب اين عالم و إشراق نور توحيدِ آن عالم قائل شده‌اند . « 1 » و محصَّل جواب همين است كه قرآن مجيد داده است و در أخبار بسيارى وارد شده است ؛ كه اين أخبار در عين اينكه نفى آسمان و زمين را مىكند ، اثبات آنها را مىنمايد . و در عين نفى ساعات و سالها و أجل‌ها و مدّت‌ها ، اثبات اجل و اثبات ساعت و مدّت و سال مىكند . يعنى ميخواهند بگويند كه تمام اينها فانى هستند امّا به فناء خود ، و تمام اينها باقى هستند امّا به بقاء حقّ . همانطور كه ذكر شد موجودات دو وجهه دارند : يك وِجههء خلقى ، و يك وِجههء خالقى . وجههء خلقى همه فانى است . بَوار و هلاكت و بطلان بر همهء آنها حتم شده و مُهر زوال بر پيشانى جملگى نگاشته و حكّاكى شده است . ولى وجههء خالقى ، وجههء باقى است . و همه به هستى خدا هست و به وجود او موجودند ، و اين قابل زوال نيست . كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ميگويد : همه چيز فانى است مگر وجه خدا ؛ وجه خدا هست . عجيب اينجاست كه ما چنين خيال مىكنيم كه اين آسمانها و زمين و هر چه هست هالك است مگر وجه خدا ، و وجه خدا يك امر موهومى خيالى بى أصالت ، و بى اعتبار و قوامى است .

--> ( 1 ) رسالةٌ فى المعاد ( الإنسان بعدَ الدّنيا ) فصلٌ فى صفات يوم القيمة ، ص 22 تا ص 28 از نسخهء خطّى